پاریس مدفن جمعی از هنرمندان ایرانی است و می‌توان خانه‌ی ابدی نویسندگان و هنرمندانی چون هدایت و مهراد را در قبرستان‌های معروفی چون پرلاشز و تیه در این شهر پیدا کرد.

در فرانسه و پاریس می‌توان نام و نشانی از هنرمندان بنام ایرانی را جستجو کرد. هنرمندانی که با آفرینش آثار هنری خود در یاد ایرانی‌ها ماندگار شده‌اند و فصل هنری‌شان در این کشور به پایان رسید. نویسندگان و هنرمندانی چون صادق هدایت، غلامحسین ساعدی، رضا دانشور، عیسی بهادری، منیر وکیلی در قبرستان پرلاشز و فرهاد مهراد در گورستان تیه به خاک سپرده شده‌اند. با کجارو همراه باشید.

پرلاشز، قبرستان مشاهیر

قبرستان پرلاشز
اگر به کشور فرانسه و شهر پاریس سفر کردید به بزرگ‌ترین قبرستان این شهر پرلاشز نیز سر بزنید. پرلاشز پربازدیدترن قبرستان جهان است و شاید مردگان آن هیچ وقت تصور نمی‌کردند، آرامگاهشان به یکی از مکان‌هایی تبدیل شود که هرساله میلیون‌ها نفر از آن دیدن می‌کنند. در این مکان مشاهیر بزرگی چون مولیر؛ نمایش‌نامه نویس مشهور فرانسوی، داستان‌نویسانی چون انوره دو بالزاک و مارسل پروست دفن شده‌اند. اما این قبرستان تنها خانه‌ی ابدی بزرگان فرانسه نیست بلکه می‌توان نشانی مشاهیر سایر کشورها از جمله ایتالیا، لهستان، ایرلند، هند، ترکیه و ایران را در آن یافت.

صادق هدایت

«شرح حال من هیچ نکته‌ی برجسته‌ای در بر ندارد؛ نه پیشامد قابل‌توجه‌ای در آن رخ داده نه عنوانی داشته‌ام نه دیپلم مهمی در دست دارم و نه در مدرسه شاگرد درخشانی بوده‌ام؛ بلکه برعکس، همیشه با عدم موفقیت روبه‌رو شده‌ام. در اداراتی که کار کرده‌ام همیشه عضو مبهم و گمنامی بوده‌ام و رؤسایم از من دل خونی داشته‌اند؛ به‌طوری که هر وقت استعفا داده‌ام با شادی هذیان‌آوری پذیرفته شده‌ است. روی‌هم‌رفته موجود وازده‌ی بی‌مصرف قضاوت محیط درباره‌ی من است و شاید هم حقیقت در همین باشد.»

«هدایت»

قبر صادق هدایت-پرلاشز

بهمن‌ماه سال ۱۲۸۱ خورشیدی بود که صادق در خانه‌ی پدرش هدایت قلی، فرزند نیرالملوک از وزرای ناصرالدین شاه، به دنیا آمد. خانه‌ای که در خیابان منوچهری تهران قرار دارد و سال‌ها در مورد تبدیل شدنش به موزه‌ی هدایت بحث شده است. هدایت را همه با داستان معروفش، بوف کور، می‌شناسند. داستان‌نویسی که وی را همپای بزرگان داستان‌نویسی نوین ایران، محمدعلی جمال‌زاده، بزرگ علوی و صادق چوبک می‌دانند و بر نسل‌های بعد از خود مثل غلامحسین ساعدی و بهرام بیضایی تأثیر گذاشته است.

«حاجی مراد به چابکی از سوی دکان پایین جست، کمرچین قبای بخور خود را تکان داد، کمربند نقره‌اش را سفت کرد، دستی به ریش حنا بسته‌ی خود کشید، حسن شاگردش را صدا زد با هم دکان را تخته کردند، بعد از جیب فراخ خود چهار قران درآورد داد به حسن که اظهار تشکر کرد و با گام‌های بلند سوت زنان مابین مردمی که در شد بودند ناپدید گردید.» این بخشی از داستان حاجی مراد کتاب زنده به گور است که صادق هدایت در سال ۱۳۰۹ خورشیدی وقتی تحصیلش را در پاریس نیمه‌کاره رها کرد و به ایران آمد، نوشت. وغ وغ ساهاب، سگ ولگرد، نمایش‌نامه‌ی پروین دختر ساسان، علویه خانم و حاجی آقا از داستان‌هایی است که هدایت نوشته است؛ اما آخرین فصل داستان زندگی خودش در فروردین‌ماه ۱۳۳۰ نوشته شد و به دفتر آخر رسید. صادق هدایت که از سال ۱۳۲۹ دوباره به پاریس رفته بود در سال ۱۳۳۰ در این شهر خودکشی کرد و در قطعه‌ی ۸۵ قبرستان پرلاشز فرانسه در کنار بزرگان داستان دنیا چون بالزاک، الوار و پروست برای همیشه آرام گرفت.

به گوهر مراد

به نو کردنِ ماه، بر بام شدم، با عقیق و سبزه و آینه، داسی سرد بر آسمان گذشت، که پروازِ کبوتر ممنوع است، صنوبرها به نجوا چیزی گفتند و گزمگان به هیاهو شمشیر در پرندگان نهادند ماه برنیامد.

«احمد شاملو»

شکایت غیوران شب، سایه‌های شب، کلاته گل، کوتاهِ شب‌نشینی و باشکوه از آثار غلامحسین ساعدی معروف به گوهر مراد است. روان‌پزشکی که هم داستان و هم نمایشنامه می‌نوشت و محمود دولت آبادی در موردش گفته است: «به‌طور رسمی ما سه تئاترنویس داریم: بیضایی، رادی و ساعدی». غلامحسین که در سال ۱۳۱۴ به دنیا آمد، فرزند علی اصغر از کارمندان ساده‌ی تبریز بود و اصالت مادری‌اش به مشروطه‌خواهان تبریز می‌رسید. گوهر مراد که بعد از انقلاب به دلایل سیاسی از ایران رفته بود، آخرین پرده‌ی نمایش زندگی‌اش در سال ۱۳۶۴ در پاریس و برای همیشه در قطعه ۸۵ پرلاشز اکران شد.

عیسی بهادری، طراح بشریت

«استاد عیسی بهادری در طول تاریخ هنر ایران، بزرگ‌ترین استاد در زمینه‌ی طراحی کاشی، فرش، مینیاتور و تا حدی نقاشی بود و انسان جامع و کاملی در زمینه‌هایی که به آن اشاره کردم به شمار می‌رفت. تصور می‌کنم والاترین ویژگی او ایجاد رغبت در شاگردان، به‌ویژه خود من بود و به واسطه بیان گیرا و جذابی که داشت، می‌توانست به‌خوبی این شور و شوق را در شاگردانش ایجاد کند… راهنمایی‌های او در خودسازی من خیلی مؤثر بود.»

«محمود فرشچیان»

ستاره دریایی، تنازع بقا، تشعیر، پروانه‌ها، تولد انسان و بشریت نام فرش‌هایی است که بهادری طراح آن بود. هنرمند معاصری که او را یکی از احیاگران هنر سنتی ایران می‌دانند و از محضر اساتیدی چون اسماعیل آشتیانی و حسین بهزاد درس هنر آموخت. بهادری کسی است که وی را مبدع نقش‌های گل و پرنده به‌جای اشکال هندسی در هنر خاتم‌کاری می‌دانند. رد هنر این استاد را در کاشی‌های گنبد شاه‌چراغ و آثارش را در موزه‌های فرش و هنرهای ملی باید دید و ادامه هنرش را در شاگردانی چون محمود فرشچیان جستجو کرد. استاد بهادری در سال‌های آخر عمرش در پاریس و در خانه‌ی دخترش زندگی می‌کرد و در همین شهر در سال ۱۳۶۵ زندگی هنری‌اش به پایان رسید.

رضا دانشور، کجای سال دو هزار منتظرت باشم

«کجای سال دو هزار منتظرت باشم» اثری است از رضا دانشور که شاید یکی از نوشته‌های شاخص در زمینه ادبیات مهاجرت باشد. دانشور از داستان‌نویسان معاصر است که در سال ۱۳۹۴ در پاریس و در اثر ابتلا به سرطان درگذشت و در پرلاشز به خاک سپرده شد. هی‌هی جبلی قم‌قم، خورشید روی یخ، مسافر هیچ‌کجا، ابوذر و نماز میت از جمله‌ آثار این داستان‌نویس و نمایش‌نامه نویس مشهدی است.

منیر وکیل